السيد محمد حسين الطهراني
172
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
مماشات با فرهنگ اعراب خرافه پرست روزگار نزول وحى صادر شده است . امّا چنين قولى ، همچنان كه آورديم ، مبيّن يك استراتژى است ؛ و به همين جا محصور نميماند . ايشان بايد در معنى صدق و كذب و جِدّ و هَزْل و حُسن و قُبح نيز تجديد نظر كنند ، و بودن اين معانى در قرآن را عليرغم منافاتش با واقع ، هم جدّى هم صادق و هم نيكو بدانند . و نيز بايد مفهوم « به زبان قوم بودن » قرآن را وسيعتر بگيرند و « مطابق فرهنگ قوم » بودن را به جاى آن بنشانند ، يعنى معنى « عربى » بودن قرآن را وسعت بخشند . و نيز اجازه دهند كه همين شيوه در داستانهاى تاريخى و مطالب علمى ديگر قرآن هم به كار بسته شود ؛ و هر جا منافاتى ظاهرى با يافتههاى متقن بشرى پيدا كرد ، بدين روش رفع تعارض گردد . و اين امر را نقصى در دين نشمارند ، بلكه بر آن باشند كه براى اداى مقصود و بيان غرض ، جائز است كه از دروغها و خرافهها هم كمك گرفته شود . و فى الواقع مرحوم طالقانى در تفسير بعضى از داستانهاى قرآن به همين راه رفتهاند . يعنى چنان تفسيرى كه ايشان از اين آيه آورده است ، جز از چنين مفروضاتى بر نمىآيد . و اگر اين مبادى را به آن آيه نيفزائيم ، آن معانى را استفاده نميتوانيم كرد . و اينها هم البتّه صادقانه و صميمانه و مفسّرانه انجام پذيرفته ؛ و هيچ قصد تحريفى در كتاب الهى در كار نبوده است . نيز بايد توجّه كرد كه كار ايشان تأويل نيست . بلكه دادن اصلى است براى حلّ مشكلات تفسيرى در هنگام تعارض با واقع . و آن اصل اينست كه : ميتوان گفت : قرآن همچنانكه به زبان عربى آمده ، در قالب فرهنگ و معتقدات ( صحيح يا خرافى ) اعراب هم جاى گرفته ؛ و لذا جستجوى معنى صحيح براى پارههائى از آن واجب نيست . غرض را بايد گرفت ؛ و از تطبيق جزء به جزء آيات با حقيقت بايد چشم پوشى كرد .